كجايند اصحاب آخرالزماني حسين؟

كجايند اصحاب آخرالزماني حسين؟
مي نويسم بدم المقتول، بخوان بدم الحسين...مي نويسم بدم المقتول بخوان بدم المظلوم...
اين روزها چه روزهاي عجيبي است. همه مستقيم و غير مستقيم، با اشاره، مبارزه ي تو را نشان مي دهند؛ آنجا كه در برابر بي عدالتي و بدعت ها ايستادي تا صراط مستقيم تاريخ گم نشود. آنجا كه تعفن حكومت طاغوت، ريشه ي شجره ي هدايت را تهديد مي كرد، خون تو بود كه آن را بيمه ي ابدي كرد. حسين جان! ظهر آن روز چه كردي كه عالم، مبهوت تو شده است؟ گويا عالم ملكوت، ظهر آن روز، ديدني تر از عالم ناسوت شده بود. واي خداي من! چه اشتباهي! عالم ملكوت قبل از ظهر آن روز، ديدني تر از عالم ناسوت شده بود. ملائكه از سؤالشان خجالت زده بودند؛ از اينكه پرسيده بودند "چرا بايد به آدم سجده كنند؟" آنها از سرگذشت تو و يارانت در كربلا بي خبر بودند. آنها از رجزخواني علي اصغرت بر روي دستان رهبرش بي خبر بودند. آنها نمي دانستند صداي گريه ي طفل شش ماهه نه به خاطر تير سه شعبه، بلكه به خاطر غريبي حسين است. آنها تكبير حمايت تو از شمشير زدن علي اكبرت، وسط ميدان جنگ را نشنيده بودند. آنها نگاه شرمنده ي عباس به مشك تير خورده و خالي، زماني كه به بچه ها فكر مي كرد را نديده بودند. آنها آوارگي و اسارت عقيله ي بني هاشم، خواهرت، را نديده بودند. نمي دانم حسين جان! آن لحظه كه خيمه هاي در حال سوختن را مي ديدي و زير لب مي گفتي كه "الهي رضاً برضاك..." ملائكه در چه حالي بودند.
حسين جان! ما فرزندان پسرت خميني و علمدارش خامنه اي هستيم. پسرت به عالم ثابت كرد كه "اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته". "روح الله" بر پيمان پروردگارش پايدار ماند. كدام پيمان؟ به ما نگفته اند يا كمتر گفته اند، اما تاريخ، اين پيمان را ثبت كرده است؛ پيماني كه از علماي امت گرفته شد كه در برابر بي عدالتي سكوت نكنند و در برابر سيري ظالمان و گرسنگي مظلومان، بي تفاوت نباشند. اين پيمان نه تنها پيمان خداست با علما، بلكه پيمان فطرت است با انسانها. مخالفت و ستيز فطرت انسانها با بي عدالتي، شيعه و سني و مسلمان و مسيحي...نمي شناسد. حال چه بي عدالتي اي بزرگ تر از حكومت ظلم؟ حكومت ظلم، حكومت ظلم است، فرقي ندارد يزيد باشد يا بن علي و مبارك و عبدالله. اگر قرار است جامعه سقوط كند، محمد رضا پهلوي مي شود يزيد بن معاويه. اگر قرار است براي مقام و پول وشهوت، عدالت طلبان و آزادي خواهان كشته شوند، فرقي ندارد در ميدان آزادي باشد يا التحرير و لؤلؤ.
حسين جان فرزندت به ما ياد داد كه "ما ملت گريه ي سياسي هستيم كه با همين اشك ها سيل جريان مي دهيم و خورد مي كنيم سدهايي كه در برابر اسلام ايستاده است" و چه سدي بزرگتر از سد ديكتاتورهاي دست نشانده ي كشورهاي اسلامي. حسين جان كمكمان كن كه به ياري تمام آزادي خواهان و عدالت طلبان جهان برويم و برايشان از شهدايمان بگوييم؛ از فكه و دوكوهه و شرهاني...از سرداران بي سر بگوييم، از آنهايي كه در عمل نشان دادند كه مرگ با عزت شيرين تر از زندگي با ذلت است. چه ذلتي بالاتر از ذلتِ زندگي زير سايه ي طاغوت؛ پس زنده باد مرگ! زنده باد مرگي كه در راه خدا باشد. زنده باد مرگي كه ما را از حكومت ظلم به حكومت نور رساند... اين فرياد "هل من ناصرٍ" است كه از همه جاي دنيا شنيده مي شود. راستي اكنون چه بايد كرد؟
"من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا" از مؤمنين مرداني هستند كه بر سر عهدي كه با خدا بستند، صادقانه ايستادند؛ بعضي پيمان خود را به آخر بردند(و در راه او شربت شهادت نوشيدند) و بعضي ديگر در انتظارند؛ و هرگز تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود ندادند. اگر ما نمي توانيم در كنار برادرانمان در مصر و يمن و بحرين و اردن، براي تحقق امت واحده اسلامي خون بدهيم، مي توانيم از طريق فضاي سايبر-مثل استفاده از شيكه هاي اجتماعي- تجربيات انقلابمان را در اختيار آنها بگذاريم. اگر ما نمي توانيم شانه به شانه ي مردم، در سرزمين شيطان بزرگ و جيره خوارانش، عليه استكبار شعار دهيم، مي توانيم ابعاد فاجعه انگيز نظام استكباري و يزيديان زمانه را زينب وار مطرح و آنها را رسوا كنيم.
حسين جان به حق شش ماهه كمكمان كن كه با تمام توان از پتانسيل ماه تو در هر چه بيشتر شناساندن انقلاب خودمان و كمك به انقلاب هاي منطقه و موج عدالت خواهي جهان استفاده كنيم. دعا كن برايمان تا تكليف تاريخي امان را ادا كنيم؛ ما نمي دانيم اما شايد اين حركت جزء آخرين پازلهاي باقي مانده در طرح زمينه سازي ظهور فرزندت باشد. دعايمان كن كه مبادا شياطين در گوشمان بخوانند كه چرا هيئت ها را سياسي مي كنيد؟! مگر وظيفه ي هيئت ها غير از بيداري توده ها و كمك براي نابودي ظلم و ستم چيز ديگري است؟ دعايمان كن يادمان نرود كه "زنده نگه داشتن ياد عاشورا يك مسئله مهم سياسي-عبادي است. عزاداري كردن براي شهيدي كه همه چيزش را براي اسلام داد، يك مسئله سياسي است. يك مسئله اي است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد".
عزيز زهرا! مردم منطقه را ياري كن تا دريابند كه راهي جز خون دادن نمانده است و اينكه، مردان حق را خوفي از غير خدا نيست؛ اين سخن اگر در ميدان كربلايي جنگ آزموده نشود، چيست جز لعقي بر زبان...
جمله آخر هم خطاب به انقلابيون منطقه مخصوصاً شيعيان بحرين:
"صحراي بلا به وسعت تاريخ است و كار به يك يا ليتني كنت معكم ختم نمي شود. به جاي آنكه با "زبان" زيارت عاشورا بخواني، در خيل اصحاب آخرالزماني حسين با "دل" به زيارت عاشورا برو... "ضحاك بن عبدالله مشرقي" را كه مي شناسي! عصر عاشورا از جبهه حق گريخت بعد از آنكه صبح تا شام را در ركاب امام شمشير زده بود؛ چرا كه خوف فرزند شك است و شك، زاييده شرك و اين هر سه، خوف و شك و شرك، راهزنان طريق حقند...كه اگر با مرگ انس نگيري، خوف راه تو را خواهد زد و امام را در صحراي بلا رها خواهي كرد..."
والعاقبة للمتقين























k




















در طراحی جدید لوگوی بازیهای المپیک 2012 لندن که با استفاده از اشکال هندسی کلمه
ژ


